محمد قنبرى

40

شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )

كافى ديديم « 1 » و قبلًا دربارهء آن بحث كرده‌ايم ، اجازه داده‌اند ، و بودن چند روايت نادرست در كافى موجب بى اعتبارى كل كتاب ، نخواهد بود . ولى در پايان اين بحث از تذكر يك نكته ناگزيرم و آن اين‌كه : براى دورى از ايجاد شبهات در ذهن مردم مسلمان ، و گرفتن حربه از دست مغرضين و دشمنان تشيع ، مسئولين طبع و نشر كتب اسلامى ، اگر لازم مىدانند براى حفظ امانت كتاب كافى و يا هر كتاب ديگرى كما في السابق چاپ شود ، حتماً در پاورقى ، توضيحات لازم را به گونه‌اى كه موجب رفع شبهه و گرفتن حربه از دست مخالفين باشد ، بدهند : « لِيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَيِّنَةٍ وَ يَحْيى مَنْ حَيَّ عَنْ بَيِّنَةٍ وَ إِنَّ اللَّهَ لَسَمِيعٌ عَلِيمٌ » « 2 » . 4 . تحريف قرآن و كم و زياد دانستن آن ، مردود است چهارمين ايرادى كه اين گروه تفريطى بر كافى گرفته‌اند ، اين است كه : اين كتاب ، مشتمل بر رواياتى است كه قرآن را تحريف شده معرفى مىكند ، در صورتى كه اگر كم و زياد شدن قرآن را بپذيريم ، اساس اسلام را متزلزل كرده ، كتاب و سنت را از اعتبار انداخته‌ايم . از اين رو چاره‌اى جز حكم به بىاعتبارى كتاب كافى و سلب اعتماد از روايات آن ، نخواهيم داشت ! ! نمونه‌هايى از روايات ادعايى تحريف ، در كافى برخى از دشمنان شيعه به خصوص وهابىها ، اصرار دارند كه به هر طريق ممكن ، وصله ناجور « تحريف قرآن » را به اين گروه بچسبانند در صورتى كه در كتاب‌هاى خود آنها چنان كه بعداً توضيح خواهيم داد ، مطالب روشن‌ترى در اين باره وجود دارد ، و از آن‌جا كه كتاب كافى اقدَم كتب اربعه ماست بيشتر از همه لبه تيز انتقاد خود را متوجه اين كتاب كرده رواياتى از ابواب مختلفه آن را گواه بر تحريف قرآن گرفته‌اند « 3 » كه از آن جمله است انواع روايات زير : نوع اول رواياتى است كه مربوط به شأن و نزول آيات قرآن و يا تأويل و بيان

--> ( 1 ) . اصول كافى ، ج 1 ، ص 8 . ( 2 ) . سورهء انفال ، آيهء 42 . ( 3 ) . در ميان معاصرين « احسان الهى ظهير » نويسنده كتاب‌هاى الشيعة والسنة ، الشيعة والقرآن ، الشيعة وأهل البيت‌بيشتر از همه در اين باره اصرار دارد .